خداحافظ همین حالا...

 

اشک های من به آسمان نمی رسند

به دریا هم نمی ریزد

عطش گونه هایم بیش از اینهاست!

چه کسی

مرادر اتاقی تاریک زندانی کرده است ؟

دل من در این تاریکی

چه کند!

من تنهایم گهگاهی،

فرشته ای می آید

پشت پنجره ام

ولی بی جواب پر می کشد!
کاش میدانستم کجا؟!...

ممنونم که منو بخشیدی

خدا جون ممنونم

از تو هم ممنونم

حال با خیالی آسوده تر خواهم رفت

دورتر ... دورتر...

آنقدر دور که حتی دست آسمان هم به من نرسد!

اما من دور از تو می پوسم
غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستنبی تو ٬ دراین لحظه ی پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

از سراین بام

این صحرا ، این دریا

پر خواهم زد ، خواهم مرد

غم تو ، این غمشیرین را

با خود خواهم برد..

غم شیرین را..

غم شیرین را...

...

/ 103 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سالی

[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]کجایی؟

پریسا

سلام! اولین باره که بهت سر می زنم. خیلی بلاگ جالبی داری. اگه دوست داشتی بهم سر بزن تا مبادله ی لینک کنیم. امیدوارم خدا همیشه همراهت باشه. با تقدیم احترام[گل][گل][گل]

مرضیه

سلام موفق باشی اومدم یه سرزدم ورفتم

رها 2

واااااااااااا چرا دیگه همین قدم نیسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کجاااااااییییییییی؟ بابا کوتاه بیااا ثابت شد دیگه !!! [گل] منتظریم[گل]

رها 2

واااااااااااا چرا دیگه همین قدم نیسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کجاااااااییییییییی؟ بابا کوتاه بیااا ثابت شد دیگه !!! [گل] منتظریم[گل]

رها 2

[لبخند][گل] غیبتت طولانی شد آقا مقداد

رها 2

اگر ...؟ داره جواب می ده؟ حرفات عملی شد ؟ تبریک بگم ؟ [دست][دست][گل]

مرجان

بيش از اينها .. آه .. آري بيش از اينها مي توان خاموش ماند ..

من تنهایم گهگاهی، فرشته ای می آید پشت پنجره ام ولی بی جواب پر می کشد! کاش میدانستم کجا؟!...