این آخرین ماه را
براى خاطرخدا
گریه نکن
من روى خنده هات
حساب کرده بودم
مى دانم فردا
همه را تصفیه خواهى کرد
آسمان صافِ صاف خواهد بود
بر گونه هاى دشت
چروکى نخواهد ماند
بعد از این یاد مى گیرم
آسمان را بدون تو سیر کنم

1/1/1382
صدای توپ تحویل سال نو به گوش می رسید
همه شاد
اما چند دقیقه ای نگذشت که صدای توپ دیگه ای به گوش رسید
صدای کر کننده ی تلفن
رینگ رینگ رینگ ....
الو
پدربزرگ مرد
...
فکر کنم بدانم چه حسی داری ؟!
وقتی همه خود را برای اعیاد قربان تا غدیر آماده می کردند تو رخت سیاه پوشیدی و ...
و اگر نخندی این عید را بر خود حرام خواهم کرد !

- ماه من -
این آخرین ماه را
براى خاطر من
گریه نکن
هنوز هم روى خنده ات
حساب مى کنم
باور کن

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
سیدمحسن

سلام .. هنوز هم روی خنده ات حساب می کنم ! نه از این بابت که خنده ات شادی ام را مضاعف می کند ! نه ! از این بابت می بینم هنوز کسی لبانش را هنگام دیدنم منبسط می کند ! پ ن : متنتان زیبا بود ! چیزی که ذهنم رسید را در ادامه اش نوشتم ! بی ادبی ام را نا دیده پندارید ! پ ن : عیدتان خیلی مبارک ! با لبخند ! [لبخند][گل]

سلام نوشته هاتون خیلی قشنگه مخصوصا اوونیکه درجملات کوتاه نوشته بودین ایکاش رنگ زمینه وبلاگتون عوض کنین رنگ مشکی هم چشم رو ازاز میده هم روح را با تشکر