قلبی از جنس نان

 

 

من در نانوایی، قلبی دیدم از جنس نان،

قلبی بزرگ، گرم و خوشبو

و فکر کردم: " اگر من قلبی از جنس نان داشتم

چندین کودک می توانست آن را بخورد!

یک لقمه برای تو، دوست من

برای تو که گرسنه ای!

یک لقمه از این نان قلبی برای توست

و برای تو، و برای تو، و برای تو!"

به کودکی که گرسنه است و می ترسد

کافی نیست که بگویی: "دوستت دارم."

وقتی کودکی گریان را می بینی

کافی نیست بگویی: "طفلک بیچاره."

اگر قلب من از جنس نان بود

چندین کودک می توانست آن را بخورد!

و تو ای فرمانده

چه چیز مانع از آن می شود که

بمب هایت را به شکل نان نسازی؟

آنگاه در پایان جنگ ها، هر سربازی

می توانست خوشحال به خانه باز گردد

با سبدی از بمب های برشته و خوشبو.

اما این فقط یک رویاست

و دوست گرسنه ی من هنوز هم می گرید

آه اگر قلب من از جنس نان بود !

 

 

/ 5 نظر / 20 بازدید

نسان نماینده خدابرزمین است آیاچنین قابلیتی رادرخودکشف کردهایم آیابهاوارزش باطن خودراکشف کردهایم باشرکت در http://www.oloomebateni.com قدمی درجهت آشکاری درون خودبردارید

nader

سلام من آمدم [قلب] سعي ميکنم وبلاگ هايي رو که دوست دارم هميشه سربزنم وب شمام يکي از اونهاست موفق باشيد [چشمک]

مهسا و دوستاااااااااااان

سلام آقامهندس............ از نظر مهسا خوب بود ولی دوستان نظر دیگه ای داشتن....... دوستان می گن عالی بود.....می گن قالبش خیلی قشنگ بود..... ولی شما به خودتون نگیرین باید بهتر بشه....... موفق باشین........

محمد مهدي

سلام وبلاگ زيبايي داري موفق باشيد و با مطالب جديدتون زيباتر شود......منتظرم شما هم با نظراتتون من رو سر افراز كنيد...باي باي [گل]