Here Is My Paradise

 

مامان، دو تکه کیک به من داد

من یک تکه از آن را پنهان کردم

نپرس چرا !

 

بابا، لباسهای زمستانی را تنم کرد

من آن ها را پاره نمی کنم

نپرس چرا !

 

برادرم چند صفحه ی موسیقی برایم فرستاد

من زیباترین آهنگ را انتخاب کردم

نپرس چرا !

 

شبها تمام آنها را کنار تختم می گذارم

و به رویایم اجازه می دهم

که از زیر لحاف با سرعت پرواز کند

نپرس چرا !

 

از "او" می خواهم تا کیک را بخورد

و لباسهای پشمیم را به" او" می دهم

تا از باد و برف در امان بماند

و باهم زیباترین آواز را می خوانیم

 

اگر می خواهی بدانی که "او" کیست

برو از بابابزرگ "اندرسن" بپرس

"او" همان دختر کوچولویی است که کبریت می فروشد !

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۳ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط Meghzip نظرات () |

Design By : Night Melody