Here Is My Paradise

 

 تا فردا طلوعی بیش نمونده

 با خودم عهد کردم که امروز را با کمال توان خود زیست کنم

 با رویاهایم زندگی کنم که بی آن زندگی را امیدی نیست و بی امید

 زندگی را آهنگی نباشد

 با تلاش خود راهی بگشایم به سوی دنیای زیبای فرداها

 که اگر زندگی آسان بود تلاش معنی خود را از دست می داد

 به دره های عمیق احساس خویش سفر می کنم و در آنجا کسی را

 جز خود باز نمی یابم!

 نومیدی اگر در دلم نشیند باز دست نیاز خود را سوی تو می برم که

 خورشید همواره در آسمان است و پیوسته در جایی می درخشد

 با خودم عهد کردم که سخت عاشق شم

 که عشق شاخه ایست که سریع به شکوفه نمی نشیند 

 دیر زمانی می گذرد تا گلستانی شود سرشار از عطر و رنگ

 و اینکه عشق پایبند هیچ چیز نیست و خود را باید هدیه کنی بی چشم

 پاسخی

   

 

براستی جدا از تمام شعرا،کتابا و حرف های قشنگی تو وبلاگامون

می زنیم!

آخر این دنیا چی میشه؟! نقش ما تو این دنیا چیه؟ وای.. وای...

خدایا منو به خاطر حقارتم ببخش!

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۳۱ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط Meghzip نظرات () |

Design By : Night Melody