Here Is My Paradise

 

درد من تنهایی یک لحظه نیست
یا که ماندن در کنار جاده بی انتها

درد من درد دل وتنهایی است

درد آن رسوای شهر خالی است

درد آن جسمی که از صبح تا غروب

در پی یک لقمه ی نان می دوید

انتهای روز دستش خالی است

درد ظلمت سخت نیست

درد غربت درد نیست

درد آن است که تو شرمنده طفلت شوی

درد من این است باور می کنید
عمری اندر حسرت یک لقمه نان
عمری اندر آرزوی لحظه ایی آرام وخواب

درد من درد تمام مردم بیچاره است
درد من درد دو چشم اشک بار کودک بی مادر است

در سیاه سرد زمستانی غریب

در میان کوچه تاریک ونمناک زمین

دم به دم مادر تقاضا می کند

درد من یک خانه خالی ز روحی آدمیست

درد من مرگیست عظیم در خیابانی غریب

حال میدانی که درد من چیست باور می کنم
درد من درد تمام مردم بیچاره است

...

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢٦ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط Meghzip نظرات () |

Design By : Night Melody